خرید بک لینک
یک سال دیگر گذشت... اما بی تو..... امسالم با یادتو شروع کار شد....یادت اسمت درابتدای سال ویرانم کرد حتی لبخند مصنوعی که برلب داشتم محو شد یک سال دیگر هم بی تو گذشت سال که بی تو خواب به چشم های قرمزم نیامد سالی که آرامبخش ها دوستی زیادی بامن داشتند سالی که تنها درکوچه های شهر بایاد تو زیرباران قدم زدم اما نه حتی این قدم زدن هم به آرامشم کمک نکرد شبها وروزها بافکر توهرگز خواب به چشمانم نیامد واین تنهاییم را باور نمی کردم ونمی توانم این تنهایی را باورکنم نیامدنت سنگ گداخته ایست بر انبار غم دلم بی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 17:22

...... پاییز....................... چه سختِ هم پاییز باشد ؛هم ابر باشد ،هم باران باشد !هم خیابان ِ خیس …امـــــا نه تـــــو باشینه دستی برای فشردن باشدنه پایی برای قدم زدن باشدو نه نگاهـــی برای زل زدن … ! نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ساعت 6:23 PM توسط Nima | | ادامه مطلب

برچسب: پاییز, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:54

...... نفس هایم..... نفس هایم در تلاطم بی تو بودن با لحظه های فراق آمیخته شدند......باران ها بی تو باریدند......گل ها بی تو شکوفه زدند........و من ، درگیر میان باغ سیب در هیاهوی پاییز برای همیشه گیر افتادم...... نوشته شده در یکشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۵ساعت 6:26 PM توسط Nima | | ادامه مطلب

برچسب: نفس,هایم, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:54

یک سال دیگر گذشت... اما بی تو..... امسالم با یادتو شروع شد.... یادت اسمت درابتدای سال ویرانم کرد حتی لبخند مصنوعی که برلب داشتم محو شد یک سال دیگر هم بی تو گذشت سال که بی تو خواب به چشم های قرمزم نیامد سالی که آرامبخش ها دوستی زیادی بامن داشتند سالی که تنها درکوچه های شهر بایاد تو زیرباران قدم زدم اما نه حتی این قدم زدن هم به آرامشم کمک نکرد شبها وروزها بافکر تو هرگز خواب به چشمانم نیامد واین تنهاییم را باور نمی کردم ونمی توانم این تنهایی را باورکنم نیامدنت سنگ گداخته ایست بر انبار غم دلم بی تو تمام غمها سراغ از من میگیرند بی تو تمام غمها به مهمانی اشک نیامدنت آمده اند وادامه مطلب

برچسب: سال, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:54

بعضیا انگارعقربه ساعتن

هرثانیه با یکی تیک میزنن

برچسب: بعضیام هستن,بعضیا هستن,بعضیا فکر میکنن,بعضیام هستن که,بعضیا علی ضیا,بعضیا باس گفت,بعضیام در جریان باشن,بعضیا در جریان باشد,بعضیا رو باید,بعضیا مثل, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 2:34

زنـدگی با تو عجب حس عجیبی دارد
بوسه روی لب تو طـعم غـریبی دارد
مـثل آدم بفـروشم به هوای تو بهشت
چون که حوا هوس مزه ی سیبی دارد

برچسب: زندگی با تو چقدر قشنگه,زندگی با تو دیگه رویا نیست,زندگی با تو,زندگی با تو زیباست,زندگی با تو بهتره,زندگی با تو امیر فرجام, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 2:34

دو چشم خستهاش از اشک تر بودز روی دفترم چون دیده بر داشت غمی روی نگاهش رنگ می باختحدیثی تلخ در آن یک نظر داشت مرا حیران از این نازکدلی کردمگر این نغمهها در او اثر داشت؟ چرا دل را به خاکستر نشانید؟اگر از سوز پنهانش خبر داشت نخستین بار خود آمد به سویمکه شوقی در دل و شوری به سر داشت سپردم دل به دست او چو دیدمکه غیر از دلبری چندین هنر داشت دل زیباپرست من ز معشوقتمنای نگاهی مختصر داشت نگاهش آسمانی بود و افسوسکه در سینه دلی بیدادگر داشت! پر پروانهای را سوخت این شمعکه جانان را ز جان محبوبتر داشت به پایش شاعری افتاد و جان دادکه آفاق هنر را زیر پر داشت ادامه مطلب

برچسب: شعر غم انگیز فریدون مشیری,اشعار غم انگیز فریدون مشیری, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 2:34

سَلامَتے اُونایے کہ سِنے نَدارن

وَلے روزگــار دِلِشونو پیــر

کـَرده

سَلامَتے اُونایے کہ حالِشـون

خوب نے

وَلے میخنـدَن تا حالِ بَقیہ

گــِرفتہ نشه

برچسب: به سلامتی,به سلامتی رفیق,به سلامتی خودم,به سلامتی عشقم,به سلامتی سه تن,به سلامتی, که,به سلامتی عشقمون,به سلامتی دختری که,به سلامتی به انگلیسی,به سلامتی پدر, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 2:22

ایــن بــُـود

تَمــام مــاجـِـراے مــَن و او ...

مـَـن عــاشـِق او بـــُودَم

و او عــاشِــق او ...

برچسب: نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:48

سلام ببخشید دوستان چند روزی نبودم سرگرم کنکور خواهرم بودم

الانم قبول شده دانشگاه راه دور مامان وبابام راضی نمیشن بره دارم کارام میکنم انتقالی بگیرم برم دنبالش شاید چند روز نباشم

برچسب: نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 15:14

پشت دیوارکج
فاصله ها پنهانیم
معنی غربت دل را
به خدامیدانیم
گرچه دوریم زهم
باهمه خاطره ها
به امیدخبری
تازه زهم میمانیم

برچسب: نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:27

یک شبی مجنون نمازش را شکست بی وضو در کوچه لیلا نشست سجده ای زد بر لب در گاه او پر ز لیلا شد دل پر آه او گفت یا رب از چه خوارم کرده ای بر صلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ای واندر این بازی شکستم داده ای نشتر عشقش به جانم میزنی دردم از لیلاست آنم میزنی خسته ام زین عشق دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکن مرد این بازیچه دیگر نیستم این تو ولیلای تو من نیستم گفت ای دیوانه لیلایت منم در رگ پیدا و پنهانت منم سالها با جور لیلا ساختی من کنارت بودم و نشناختی عشق لیلا در دلت انداختم قمار عشق را یکجا باختم کردمت آواره صحرا نشد گفتم عاقل میشوی اما نشد سوادامه مطلب

برچسب: لیلی ومجنون,لیلی و مجنون چت,لیلی و مجنون نظامی,شهرام شکوهی لیلی و مجنون,ليلي ومجنون نظامي,لیلی و مجنون شکوهی,ليلي ومجنون شهرام شكوهي,لیلی ومجنون هندی,شعر لیلی و مجنون,داستان لیلی و مجنون, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 14:27


"گاهی"
نه آشنا
"درد" را
میفهمد
نه حتی
"دوست"
صمیمی
گاهی باید
تنهایی "درد"❣
را فهمید
تنهایی
"خلوت" کرد
تنهایی
آرام شد
و "تنها"
خدامیداند
چه می گذرد
در "دلت"

برچسب: گاهی نمیشود که نمیشود,گاهی باید رفت,گاهی خوشی گاهی غم,گاهی وقتا,گاهی باید نبخشید,گاهی باید,گاهی باید سکوت کرد,گاهی دلم میگیرد,گاهی گمان نمیکنی,گاهی نباید بخشید, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 14:46

دلم را به روی عالم و آدم بسته ام …
مگر “دلبستگی” همین نیست ؟

برچسب: دل بسته,دل بسته ام به ساقی,دل بسته ام به باد,دل بسته ام,دل بسته ی پرچم حسینم,دل بسته دلم مرتضی پاشایی,دلبسته پرچم حسینم,دل بسته ام به پاییز,دلبسته یاران خراسانی خویشم,دل بسته ام به یاری, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 6:51

صفحه بندی