خرید بک لینک
یک سال دیگر گذشت...

اما بی تو.....

امسالم با یادتو شروع شد....

یادت

اسمت

درابتدای سال

ویرانم کرد

حتی لبخند مصنوعی که برلب داشتم محو شد

یک سال دیگر هم بی تو گذشت

سال که بی تو خواب به چشم های قرمزم

نیامد

سالی که آرامبخش ها دوستی زیادی بامن داشتند

سالی که تنها درکوچه های شهر بایاد تو زیرباران قدم زدم

اما نه

حتی این قدم زدن هم

به آرامشم کمک نکرد

شبها وروزها بافکر تو

هرگز خواب به چشمانم

نیامد

واین تنهاییم را باور نمی کردم

ونمی توانم این تنهایی را

باورکنم

نیامدنت سنگ گداخته ایست بر

انبار غم دلم

بی تو تمام غمها سراغ از من میگیرند

بی تو تمام غمها به مهمانی اشک نیامدنت آمده اند

وبی تو چه سال پراز دردی را پشت سر گذاشتم

ولی حیف که می گویند

از اول شروع کن

آخر تو نیستی چگونه از اول شروع کنم

از اول تو در طالع من بودی

چگونه از اول با طالع بی تو شروع کنم؟؟؟؟

بی تو نه از اول نه اصلا شروع نخواهم کرد

شاید همین روزها به پایان رسیدم

شاید......

نوشته شده در دوشنبه ۳۰ اسفند ۱۳۹۵ساعت 7:18 AM توسط Nima | |

برچسب: سال, نویسنده: سارا حکیمی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 13:54

صفحه بندی